بی کسی...


بـه بـی کـسـی هـای هـر کـسـی سـر زدم


یـک تـــو در زنـدگـیـش بـود

سـراغ بـی کـسـی هـای خـودم را کـه گـرفـتـم

درد بـی رنـگـی بـود و هـیــچ نـبـود

اشـک بـود و آسـمـان بـود و

دردی کـه هـیــــچ کـس نـفـهـمـیـد



جـز خـــــــــــودم ........

/ 29 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفس

من عــــــــــاشق نشدم! فقط قَــــــــــــلبم را میان چشمهایش جا گذاشتم...!

نفس

من عــــــــــاشق نشدم! فقط قَــــــــــــلبم را میان چشمهایش جا گذاشتم...!

قلمی شکسته

اگرتنهاترین هم ک شوم باکی نیست ک خدابامن است که او جبران تمام نداشتن هایم است... [گل]

نفس

خـوشبـختـی یـعنـی . . . یــه نـفـر بـاشه کـه بـخاطـر تـــــو ضـربان قلبـش بـالا پـاییـن بـشه و تــو رو بـا تـمـوم وجــودش بـخـواد

yalda

درگیری های ذهنم کم کم داره مسلحانه میشه...

عباس

هر روز برایت چند خطی دلتنگی مینویسم هر روز ذره ای از دلتنگی ام را سر این صفحه ها خالی می کنم تو را نمی دانم ولی من این دوری را تاب نمی آورم میدانم روزی که دیر نیست..... پای همین صفحه های بی جان از نفس می افتم و قصه ی عاشقی من هم تمام می شود وقتی تک تک خطوط را می خوانی به یاد داشته باش من ذره ذره ی وجودم را لغت کردم و برای تو سرودم تویی که تنها آرزوی منی ..... همان آرزوی محال همیشگی ...... کاش اینجا بودی .......

bibake

گـاهـى … دلـت”بـه راه” نیسـت !! ولـى سـر بـه راهـى … خـودت را میـزنـى بـه “آن راه” و میـروى … و همـه ، چـه خـوش بـاورانـه فکـر میکننـد … کـه تــــو … “روبـراهـى”….!

yalda

چــــه احــــساسهــ قشنگـــــــي وٓقــــتي بـــُــلــــٓند داد ميــــزنه عاشـــــــــــــقـِــــتــٓم

bibake

به درخت نگاه کن... قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کرده... گاه برای رسیدن به نور،باید از تاریکی ها گذر کرد...

bibake

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم، وقتی که دیگر رفت من به انتظارآمدنش نشستم، وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست داشته باشد من او را دوست داشتم، وقتی که او تمام کرد من شروع کردم ، وقتی او تمام شد من آغاز شدم وچه سخت است تنها شدن... دادا شاید نباشم دیگه منو نبیینی پیام بذارم بای